امروز : سه‌شنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 25
۱۳:۱۴
کد خبر: ۴۵۱۰
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۸
تعداد بازدید: ۷۳۴
انتخابات 7 اسفند 94
نگاهي اجمالي به انتخابات 92 و وقايع پبش از آن تصوير روشني از اتفاقات پيرامون انتخابات 94 را برايمان ترسيم ميكند.
وإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
و چون به آنان گفته شود: «در زمين فساد مكنيد»، مي ‏گويند: «ما خود اصلاحگريم.»

انتخابات 7 اسفند 94 تمام شد، به گفته اي تكميل انتخابات 92، به گفته اي ادامه راه اصلاحات، به گفته اي گام دوم و ... هرچه كه بود به پايان رسيد. شايد هيچگاه چنين لحظه اي را متصور نبوديم كه يه ليست از يك حذب كلاً به انتخاب مردم درآيند و تمامي داعيه داران انقلاب به زير صف ببندند.
انتخابات در تهران با شكست اصولگرايان به پايان رسيد و پيروزي عده اي را رقم زد كه هيچ سبقه ي سياسي و اجرايي و حذبي ندارند. البته ذكر اين نكته حائز اهميت است كه اين موضوع منافاتي با جوان گرايي ندارد، بايد پذيرفت كه كار در عرصه سياسي نيازمند تجربه اجرايي و حذبي ميباشد، ميدان جاي آزمودن و تجربه كردن نيست.

نگاهي اجمالي به انتخابات 92 و وقايع پبش از آن تصوير روشني از اتفاقات پيرامون انتخابات 94 را برايمان ترسيم ميكند.

بعد از وقايع 88، سران فتنه با اصرار بر كذب بودن انتخابات در حصر قرار گرفتند از آن پس مهندسي اصلاحات به سرعت پيش رفت تا به انتخابات 92 و حضور عارف و حسن روحاني به عنوان كانديد رياست جمهوري در برابر يك ائتلاف از وزنه هاي اصولگرايي. رد صلاحيت و يا عدم احراز صلاحيت هاشمي رفسنجاني و مناظره بين روحاني و قاليباف، كناره گيري عارف، حمايت هاشمي رفسنجاني و خاتمي از روحاني؛ پيروزي را براي اصلاحات رقم زد(گام اول)
حالا رئيس دولت از اصلاحات است، شهرداري و مجلس هنوز مانده. در انتخابات شوراي شهر با رد صلاحيت ها عرصه براي اصلاح طلبان تنگ شد و كماكان كار به دست اصولگرايان باقي ماند و قاليباف به عنوان شهردار ابقاء شد.
از همان لحظه پروژه تخريب شهرداري تفرقه ميان اصولگرايان كليد خورد، هرچند كه دوستان بزرگ ما كه همگي پرچمداران انقلاب اسلامي هستند، به هيچ عنوان يك يد واحد را تشكيل نميدهند و همگي خود را از منتسبين و زمام داران انقلاب ميدانند و اصلاً برايشان افت دارد تا بخواهند از يك نفر آن هم از همسنگران خود تبعيت كنند، همه خود داراي خط فكري هستند كه قربة الي الله است!!!

در موضوع برجام رويين تناني به ميدان آمدند و يك دفعه صحبت از بند 7 شوراي امنيت سازمان ملل شد، يك عده شدند ناجي و يك عده منتقد، كه متاسفانه از دانش خوبي بالاخص در درك و ترجمه زبان انگليسي برخوردار نبودند.

صدا و سيما ناخواسته(احتمالاً) وارد بازي ميشود. پوشش خبري برجام كه عدم توانايي منتقدين را در برخي مسائل شفاف ميكند و از طرف مقابل فرهيخته ميسازد. 
فيلمها و سريالهايي ساخته ميشود كه با ايجاد نوستالوژي، تصوير بد و پر خط و خشي را از انقلاب و هيجانات و رژيم طاغوت  براي ما ترسيم ميكند. و يا سريالي كه دقيقاً مناظره هاي دوران 88 را ترسيم ميكند و ميخندد.

حضور گسترده اصلاح طلبان در انتخابات مجلس خبرگان رهبري و شوراي اسلامي، با توجه به ماهيت اصلاحات و پيشينه ي آنها، منجر به رد صلاحيت عده ي كسيري از آنها ميشود. اما غافل از آنكه اتاق فكر اصلاحات علاوه بر سرشناسان جريان اصلاحي عده اي را به صورت چراغ خاموش وارد بازي كرده اند. هيچ ليستي ارائه نشد، هيچ همايشي برگزار نشد. تنها صحبت از رد صلاحيت ها شد كه مشخصاً بازي با اذهان بود.

اما در حالي كه همگان قدرت را در يد اصولگرايي ميديدند ليست اصلاحات موسوم به 16+30 منتشر شد، كه در آن اسامي افرادي ديده ميشد كه وجه اصولگرايي داشتند!! و عده اي هم اصلاً هيچ پيشينه اي نداشتند.

رهبر سياسي آنان بيانيه ميدهد كه حتماً و فقط به تمام اين 46 نفر راي بدهيد. اين در حاليست ممنوع التصوير است، همه ي اين موارد حالتي از مظلوميت را تداعي مي كند.

اصولگرايان به تكاپو مي افتند، ليستهاي بسيار به عنوان ليست انتخاباتي اصولگرايان ارائه مي شود و باز بهم خورده و از نو چيده ميشود، عده اي در اين ميان از ائتلاف 1+2 و 1+1 و 1+3 و الي ماشاالله سخن به ميان مي آيد و پوستر تبليغاتيشان چاپ ميشود. اشتباهات فراواني رخ ميدهد كه جبرانش بسيار سخت است، اصولگرايان، همه داعيه دار ولايت، انقلاب، جريانهاي سياسي، حتي يك ليست هم پيدا نميشود كه از يك نفر در درون گود يا بيرون از آن تبعيت كند، به عبارتي رهبر سياسي براي جريان اصولگرايي وجود ندارد و همه خود را رهبر سياسي ميدانند.

از آن طرف، بدون هياهو و ميتينگ و پوستر و ... تنها محدود با ابزار ارتباط جمعي.

در اثناي انتخابات رهبران در حصر تقاضاي صندوق براي دادن راي ميكنند!! كساني كه انتخابات را امري تشريفاتي مي ديدند و بر اين اصل پافشاري داشتند. به آن معنا كه ما نيز پشيمانيم، انتخابات امر مهمي ست و ما نيز آنرا قبول داريم. (شايد يك جور توبه مثلاً)

نتيجه چيزي بود كه اتفاق افتاد، در تهران تمامي ليست ٣٠ نفر جريان موسوم به اصلاحات وارد مجلس شدند و تمام بزرگاني كه خود را از بدنه نظام ميديدند در صف دوم قرار گرفتند، اتفاقات بسيار غير قابل دركي كه شايد اگر منطقي تر بررسي ميشد، شايد تعدادي از بزرگان مانند آقاي ابوترابي از شهر خود وارد مجلس ميشدند. بهر حال مهندسي اصلاحات بسيار بهتر و سنجيده تر از اصولگرايي بود، و بايد منتظر بود و ديد كه وزن مجلس به چه شكل خواهد بود.

اگر ترديدي در انتخابات و تقلب در آن باشد به اين موضوع برمي گرديم كه آيت الله جنتي ، يزدي و مصباح كساني بودند كه كمپين راي ندادن به آنها به راه افتاد و منافقين و سلطنت طلبان تبليغات گسترده اي را عليه ايشان انجام ميدادند. 
آيا شوراي نگهبان نمي توانست حداقل اين سه نفر را براي كوفتن بيگانه به مجلس خبرگان وارد كند؟
اما از آنجا كه بزرگواراني عادل و فقيه در اين مقام و بسياري از مقامات ايران اسلامي حضور دارند، اجازه چنين بي عدالتي را به خود و ديگران نميدهند.

خداوند همه را به راه راست هدايت كند.


پربازدید ها
پربحث ترین عناوین