امروز : جمعه ۳۱ شهريور ۱۳۹۶ - 2017 September 22
۱۱:۴۳
کد خبر: ۴۳۰۰
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۱
تعداد بازدید: ۲۸۷۷
درباره ماهيت سخيف و ضد‌امنيتی یک برنامه تلویزیونی؛
در اثنای صدور فتوی از ناحیه این سید بزرگوار ، مجری نیز به كرّات به‌به و چه چه می‌گفت و به خودش می‌بالید كه چطور یك «آخوند» به عنوان نماینده جامعه روحانیت درحال دفاع از برنامه كذایی اوست...

عينك آفتابي رشيد پور

لشكر غارتی و قاطر چموش

به­گزارش«.مدّاح.نیوز.»؛ مادر بزرگ مرحوم ما یك بیت شعر بلد بود كه آن را در مناطق بی در و پیكر و جاهایی كه سگ صاحب خودش را نمی شناسد قرائت می كرد: «ز اسباب حجره درش مانده باقی / ز غارتگری ها گرش مانده باقی»

گمان ما بر این است كه بیت بالا هرچند در ردیف اشعار «فولکلور عوامانه» قرار می گیرد اما ناظر به وضع و فعل حال سازمان غارت شده صدا و سیما ست كه نام جمهوری اسلامی ایران فقط بر درگاه آن آویزان است.

«ضرغامی» هم در روزهای آخر عمر كاری اش افسار قاطر چموشی را كه دیگر تحت امرش نیست به بقایای عقب مانده لشكر غارتی سپرده كه در حكم همان «گر» در مصراع دوم شعرما ایفای نقش می كنند.

عقب مانده هایی كه برای جبران خسارت در سوراخ شبكه های سیمای جمهوری اسلامی ایران جا خوش كرده‌اند و برای جبران عقب ماندگی خود سخت در تلاشند.

وعده شب سه شنبه

اما اینكه چرا در سطور بالا این طور با گرمی سرود بدرقه «عزت آقا» را سر‌دادیم برمی‌گردد به برنامه شب سه‌شنبه دهم شهریور ماه ، «رضا رشید پور» در شبكه «نسیم» كه طبق معمول با عنوان «كی شبیه كیه؟!» به اجرا گذاشته شد. البته «یالثارات» پیش از این به طور مفصل و از زوایای مختلف به تشریح ماهیت این برنامه «به درد نخور» پرداخته بود اما در شب سه شنبه كذایی یاد شده مقلد ناشی مهران مدیری، تئاتری اجرا كرد كه دست آویز نوشتار ما برای حال‌گیری از رئیس رسانه ملی است.

هر چند كه می گویند در زمان سكرات موت ، پوستها كلفت ، گوشها سنگین و چشمها نابینا می شود اما به هرحال طبق معمول برای ثبت در پرونده آنچه لازم است را می گویيم.

ماجرا از این قرار است كه پس از توضیحات مفصل یالثارات درباره برنامه كذایی «كی شبیه كیه؟!» مبنی بر اینكه موضوع این برنامه اساسا سوژه سوخته بنگاه‌های تجارت فاحشه و پایگاه‌های جاسوسی اسرائیلی است و نیز اعتراض به شیوه نمایش نوامیس مردم در برابر خلق الله ، «رشید پور» در مقام دفاع ظاهر شد.

البته «یالثارات» كسر شان مخاطبان خود می داند كه یك مقلد درجه چندم از برنامه های عهد بوق طنز را در مقابل آنان قرار دهد كه مسلما این كار را هم نخواهد كرد ، اما چون ندیدیم و نشنیدیم و نخواندیم كه رسانه ها یا اشخاص حقیقی و حقوقی تا كنون به طور علنی به اعتراض درباره ماهیت سخیف و ضد‌امنیتی برنامه بی سر وته «رشید پور» پرداخته باشند، در ادامه با دست آویز قرار دادن این برنامه ، سخنی چند هم ، با برخی مسئولین خواهیم داشت تا فكری به حال كل سیستم رو به احتضار رسانه ملی كنند.

بدل «محسن رضایی» و «إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ»

القصه بعد از گزارش مفصل «یالثارات» ، «رشید پور» در برنامه ای كه به شكل دربست در اختیار او قرار گرفته ظاهر شد و وعده پاسخ گویی به معترضان را در شب سه شنبه گذشته داد. كه زمان وعده مقرر به سر رسید و «رشید پور» هم كار پاسخگویی خود را آغاز كرد!

پروژه پاسخگویی با معرفی ۲ كتاب ارسالی همراه با نامه نویسنده آن به برنامه «عینک آفتابی» آغاز شد كه مضمون كتابها درباره شادی در اسلام بود و محتوای نامه هم شامل تفقد و قربان صدقه مجری و دست اندر كاران برنامه یاد شده و اینكه این عده چه خدمتها كه نمی كنند و...

اما فاز دوم برنامه با دعوت از امام جماعت یك مسجد در یكی از شهرك های شهرستان رباط كریم از توابع تهران آغاز شد كه چون در مكه یك فروشنده عرب به او گفته بوده كه شبیه «محسن رضایی» است! سوژه برنامه «كی شبیه كیه» شده بود.

این سید بزرگوار به سفارش «رشید پور» در برنامه كذایی شب سه شنبه ۱۰ شهریور ، چند دقیقه ای در شرح «إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ» بالای منبر رفت و بدون آنكه مصادیق شادی دینی را ذكر كند گفت كه ما موظفیم «به هر وسیله ممكن» ، سرور را در قلوب مومنین ادخال كنیم!

لكن در اثنای صدور فتوی از ناحیه این سید بزرگوار ، مجری نیز به كرّات به‌به و چه چه می‌گفت و به خودش می‌بالید كه چطور یك «آخوند» به عنوان نماینده جامعه روحانیت درحال دفاع از برنامه كذایی اوست.

فارغ از سایر سوال و جواب‌هایی كه در این برنامه رد و بدل شد كل ماجرا این بود كه بدون هیچ شرح و تفصیلی برنامه «رضا رشیدپور» از سوی یك روحانی مصداق بارز «إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ» معرفی شد كه مسجدی ها و به قول مجری «بچه مسلمان ها» هم كه نماز جماعتشان ترك نمی شود هم به آن علاقه خاصی دارند و به تماشای آن می پردازند.

خداوکیلی ، كل دفاعیات وعده داده شده در قبال اتهامات و شبهات سنگینی كه به این برنامه سخیف وارد شده همین بود!

سخنی با ضرغامی ، هیئت نظارت ، مجلس و دفتر امور مساجد تهران

اما سخن ما با رئیس سازمان صدا و سیما و سایر مسئولین و البته حاج آقای میهمان رشید پور:

۱- آقای ضرغامی همانطور كه اشاره شد ما نه سخنی با «رشید پور» داریم و نه حرفی با سایر عمال زیر مجموعه شما

۲- همانطور كه تاكید شد سازمان تحت امر شما را یكی از بی در و پیكر ترین نهادهایی می دانیم كه زیر لوای جمهوری اسلامی ایران و با بودجه بیت المال حیثیت این نظام را در ابعاد گسترده ای خدشه دار می كند.

- شاهد این مدعا ده‌ها برنامه بی محتوا ، خلاف شرع و مروج فساد و لاابالی‌گری است كه در سازمان تحت امر شما تولید و پخش می شود.

- یكی دیگر از ادله ما برای اثبات عنان گسیختگی رسانه ملی این است كه مجری یك برنامه سخیف را با افكار عمومی و فضای نامحدود امواج تنها می‌‌گذارند تا با بواسطه پروپاگاندای سطحی توسط اشخاص و بدفهم از تعالیم اسلامی ، كار خود و ادامه آن را توجیه و برای آن كسب وجهه نماید.

۳- ظاهرا هیئت نظارت بر صدا و سیما تنها در حكم یك ماكت ایفای نقش می كند یا شاید هم كمتر.

- ادله ما برای این ادعا عدم تغییر در رویه سازمان صدا و سیماست. ظاهرا علی رغم نارضایتی شدید رئیس هیئت نظارت كاری جز جمع آوری گزارش ها و تنظیم گزارش مجدد و ارسال به دفتر مقام معظم رهبری كار دیگری از دست ایشان ساخته نیست.

- یادم می آید در زمان تصدی این مقام توسط آقای مظفر (الان نماینده مجلس است) ، همراه با هیئتی از برادران انصارحزب الله برای اعتراض به عملكرد صدا و سیما در آن مقطع، به دفتر هیئت نظارت رفته بودیم كه ایشان در پاسخ به انبوه شكایات و مصادیق ذكر شده از عملكرد مغایر شئون در رسانه ملی گفت كه ما اینجا حتی نیرو برای بازبینی برنامه ها هم نداریم و این بچه ها (اشاره به دو سه جوان حاضر) بعضا برنامه ها را ضبط می كنند و در منزل می بینند و سپس درباره آن گزارش تهیه می كنند.

۴- اما سخنی با نمایندگان مجلس! تاكی باید زیر سایه این تابو كه رسانه ملی زیر نظر مقام معظم رهبری اداره می شود چشم بر افتضاحات به بار آمده در این سازمان كه معظم له نیز از آن رضایت چندانی ندارند، ببندیم؟!

- قوه مقننه باید بالاخره بعد از۳۵ سال كاری كند و اهرمی قانونی برای مقابله با افسار گسیختگی مزمن در این سازمان طراحی كند تا حداقل روسای آن از حاشیه امنی كه اكنون دارند بی بهره شوند.هرچند كه بدنه موریانه خورده رسانه ملی هم یكی از میراث داران دوره طاغوت است كه انقلاب در بخشی از آن نفوذ كرده و نیاز جدی به یك انقلاب درونی ولو به قیمت تعطیلی نسبی دارد.

۵- برای دفتر امور مساجد تهران پیدا كردن بدل محسن رضائی كه ملبس به لباس روحانیت است كار دشواری نیست. لااقل این سید بزرگوار را احضار كنید و به او تذكر دهید تا در جای دیگر و فرصت باقی مانده كاری نكند كه وهن دین و سخنان ائمه و لباسی باشد كه بر تنش كرده است.

«إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ» یعنی چه؟!

۶- اما با استناد به صفحه ۱۹۴ از جلد۴۴ بحارالانوار سخنی هم با حاج آقای «توجیه‌گر» در برنامه «كی شبیه كیه» داریم!

«رُوِی عَنِ الحُسَینِ بنِ عَلِی علیه السلام أَنَّهُ قَالَ صَحَّ عِندِی قَولُ النَّبِی صلى الله علیه و آله و سلم أَفضَلُ الاَعمَالِ بَعدَ الصَّلَاةِ إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ بِمَا لَا إِثمَ فِیهِ: از امام حسین علیه السلام نقل شده است كه در نزد من كلام پیامبر صحیح و درست است كه فرمود: محبوب ترین و دوست داشتنی ترین عمل در پیشگاه خداوند تبارك و تعالى بعد از نماز، خوشحال كردن مؤمن است درصورتى كه همراه با گناه نباشد

- مسئله:حاج آقا شما كه در مدح برنامه سخیف «كی شبیه كیه؟!» در مقابل دیدگان میلیون‌ها ایرانی داخل و خارج كشور بالای منبر رفتید ، درباره قسمت هایی از این برنامه كه ناموس ملت مسلمان را در برابر دیدگان اجنبی به نمایش می گذاردتا به دقت به آن نگاه کنند! چه فتوایی صادر می كنید؟ برنامه‌ای كه چهره زنان را از نمای نزدیك و از زوایای مختلف به نمایش می گذارد تا بینندگان پس از بررسی صورت بزك كرده او، قضاوت كنند كه آیا شبیه فلان هنرپیشه هست یا نه!

- شما كه اسم حوزه و سال تحصیلی خود را هم در برنامه «رشید پور» گفتید. آیا طی آن سالها شما به این حقیقت نرسیدند كه این كار مصداق بارز تبرج و اشاعه بی‌حیایی و تولید مفسده و در نتیجه گناه است؟ آیا برنامه ای با این وصف مصداق «إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ» است؟!

- اما در ادامه آن حدیث شریف كه از امام حسین علیه السلام نقل شد چنین آمده است:«فَإِنِّی رَأَیتُ غُلَاماً یؤَاكِلُ كَلباً فَقُلتُ لَهُ فِی ذَلِكَ فَقَالَ یا ابنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی مَغمُومٌ أَطلُبُ سُرُوراً بِسُرُورِهِ لِأَنَّ صَاحِبِی یهُودِی أُرِیدُ أُفَارِقُهُ فَأَتَى الحُسَینُ إِلَى صَاحِبِهِ بِمِائَتَی دِینَارٍ ثَمَناً لَهُ فَقَالَ الیهُودِی الغُلَامُ فِدَاءٌ لِخُطَاكَ وَ هَذَا البُستَانُ لَهُ وَ رَدَدتُ عَلَیكَ المَالَ فَقَالَ علیه السلام وَ أَنَا قَد وَهَبتُ لَكَ المَالَ قَالَ قَبِلتُ المَالَ وَ وَهَبتُهُ لِلغُلَامِ فَقَالَ الحُسَینُ علیه السلام أَعتَقتُ الغُلَامَ وَ وَهَبتُهُ لَهُ جَمِیعاً فَقَالَتِ امرَأَتُهُ قَد أَسلَمتُ وَ وَهَبتُ زَوجِی مَهرِی فَقَالَ الیهُودِی وَ أَنَا أَیضاً أَسلَمتُ وَ أَعطَیتُهَا هَذِهِ الدَّار؛ بعد امام حسین علیه السلام فرمود: من برده اى را دیدم كه به سگى غذا می داد به او گفتم چرا چنین می كنى؟ گفت: اى پسر رسول خدا من غم و غصه دارم و مى خواهم با شاد كردن این حیوان خودم را از ناراحتى نجات بدهم تاشاد و مسرور گردم براى این كه ارباب من یك فرد یهودى است تا بتوانم با این كار از او جدا شوم.

بعد راوى مى گوید: امام حسین علیه السلام دویست دینار پول برداشت و به نزد ارباب او رفت وقتى یهودى امام حسین علیه السلام را دید گفت: این برده را فداى قدم هاى مبارك شما كردم و این باغ هم مال این غلام باد؛ و ان مال را هم به شما برگرداندم امام حسین علیه السلام فرمود: من هم این مال را به شما هدیه می كنم؛ مرد یهودى گفت: من آن مال را از شما قبول مى كنم و به این برده مى بخشم و سپس امام حسین علیه السلام فرمود: من این برده را آزاد كردم و همه ان چیزها را به او بخشیدم وقتى این صحنه را زن ان مرد یهودى دید گفت: اى پسر رسول خدا من اسلام آوردم و مهریه خودم را به شوهرم بخشیدم؛ در این هنگام آن مرد یهودى گفت :من هم اسلام آوردم و این خانه را به همسرم بخشیدم

- خوشبختانه احادیث زیادی با مضمون«إِدخَالُ السُّرُورِ فِی قَلبِ المُؤمِنِ» در دسترس است كه می توان از آن برای یافتن مصادیق شاد كردن مومنان استفاده كرد. فارغ از لزوم خالی بودن فرایند شاد كردن مومنان از گناه‌، باید گفت: درهیچ یك از این روایات كه بعضا با ذكر مصادیق نیز همراه است‌، نمونه ای نمی یابید كه دلقك بازی‌، لودگی و انجام اموری كه نتیجه آن جز غفلت نیست ، مصداق شاد كردن مومنان باشد.

- به فرض كه مفسده ای بر برنامه پوچ «رشید پور» و انبوه برنامه های مشابه رسانه ملی بار نباشد و به فرض كه لودگی رایج در این برنامه ها را نیز به عنوان مصادیق شادی دینی بپذیریم. اما الگوی این برنامه را كه سوژه نخ نمای بنگاه‌های اجاره فاحشه و جاسوسی است كجای دل پر دردمان بگذاریم.

- به امثال «رشید پور» كه حرجی نیست ، اما چه ما به ازایی برای شیوه استدلال یك روحانی شیعه در توجیه لودگی و غفلت به غیر از شیوه وهابی ها می توان یافت كه از آیات قرآن برای توجیه امور غیر عقلی شان استفاده می‌كنند؟ كما اینكه مثلا با استناد به آیت الكرسی نعوذ بالله خدا را نشسته روی یك كرسی فرض می كنند كه در حالت نظارت بر امور عالم است!


مطالب مرتبط
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین