امروز : يکشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 24
۰۶:۴۳
کد خبر: ۳۴۹۹
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۷
تعداد بازدید: ۳۴۳۷
کارشناس ارشدمسائل راهبردی و استراتژیک می­گوید:
پاریس تلاش کرد تا اختلاف خود با آمریکا را در موضوعات مختلف از رقابت تسلیحاتی در حوزه کشورهای عربی، انتقاد از مواضع آمریکا در بحران سوریه، عدم تمایل آمریکا برای پرداخت هزینه در ناتو به نفع اروپا را به نحوی با هزینه مخالفت با ایران تأمین کند.

با شتاب گرفتن روند مذاکرات هسته ای و هم زمانی مانور دیپلماتیک و ایجاد فرصت برابر در دوران جدید و کیفیت جدید در سطح مذاکرات بین ایران و گروه 1+5 عملا ارزش ابتکار سازی در سطح دیپلماسی از اهمیت بیشتری برخوردار شد. حرکت بسمت رسیدن به توافق حداقلی و مرحله‌ای و قابل امکان بعنوان یک توافق نانوشته بین طرفین مشاهده شد و در این میان تاکتیک‌های عناصر ثالث و مخالف برای رسیدن به یک توافق برابر و متوازن از مهارت جدید و جابجایی برخوردار شد. از سوی دیگر بعد از درک صهیونیست ها از تفاوت تاکتیکی با تیم سیاسی اوباما و ناامیدی از ایجاد تغییر سریع در سیاست های اوباما باعث تغییرتمرکز و محیط تاکتیکی لابی صهیونیستی از امریکا به اروپا شد و همزمان تلاش برای سست کردن مواضع روسیه را در دستور کار خود قرار داد. در این میان سوال جدی این است که مولفه این تفاوت تاکتیکی و آشکار شدن آن تحت تاثیر کدام دلیل بوده است.


انجام برگزاری ملاقات و نشست‌های متعدد طی ده سال اخیر بین ایران با طرف های غربی باعث گردید تا آنها بارها بر توان مذاکراتی تیم های مذاکره کنند ایرانی اعتراف کنند و بر هوش ایرانی و نقش ان در طی مذاکرات تاکید کنند. آنها از بازی مذاکراتی با جیب ایران مایوس شدند وسپس به " دیپلماسی نامه نگاری " با مقامات عالی را برای خروج از وضعیت آغاز کردند . آنها تاحدودی دریافته اند که ایران در مقابل سیاست فشار بسمت تسلیم طلبی نخواهد رفت. ترکیب سیاست تحریم با تهدید معتبر نظامی عملا نتوانسته است تا ارایش صحنه مذاکراتی را بوجود آورد لذا تغییر نقطه بازی با آغاز دولت یازدهم و اهمیت تغیر استراتژی حریف با درک از رقبای جدید و حرکت بسمت یک توافق اولیه و حداقلی و مرحله ای از نکات بسیار مهم در این شرایط است.


در مسیر ژنو جدید با طرح جدید ایران و تولید یک نقطه عطف عملا باعث گردید تا میزان فاصله و اختلاف در حوزه منافع دولت های غربی و نگاه آنها به اینده از طریق موضوع هسته ای بیشتر نشان داده شود. پاریس تلاش کرد تا اختلاف خود با امریکا را در موضوعات مختلف از رقابت تسلیحاتی در حوزه کشورهای عربی ، انتقاد از مواضع امریکا در بحران سوریه ، عدم تمایل امریکا برای پرداخت هزینه در ناتو بنفع اروپا را به نحوی با هزینه مخالفت با ایران تامین کند.


با توجه به مختصات جدید مذاکراتی عملا برخی از جناح های مخرب برای دستیابی به یک تفاهم متعادل اقدام به تغییر الگوی بازی خود نموده اند و کارکرد سیاست فشار ومذاکره را به "فشار و مطالبه " تغییر داده اند تا با تغییر انتظارات و مدیریت عناصر و جابجایی مراحل همکاری متقابل عملا راه به بن بست کشیدن مذاکرات را پیگیری کنند. افرایش سطح انتظارات در گام های اعتمادساز یکطرفه و به حداقل کشیدن امتیارات و نتیجه گیری از پایان مذاکرات در ابتدای گام ها از روش های نخ نمای انها در این مرحله می باشد.


برخی از سیاستمداران اروپایی با توجه به نوع نیاز فوری لابی صهیونیستی به ایفای یک نقش جدید و نیازمندسازی رژیم صهیونیستی بازی چند منظوره ای را اغاز کردند و در این میان عملکرد پاریس که بیانگر فروش مواضع به چند مشتری سیاسی بود در ژنو 2 خود را نشان داد. رژیم تل اویوب ا بهره‌گیری از نقش تلاش جدیدی را برای "سخت کردن چانه زنی و توافق بین طرفین را کلید زد". جمهوری اسلامی ایران با درک از صحنه و شناسایی از چگونگی شکل گیری مختصات بازی و نایل شدن به تفاهم مشترک را با "عنصر عقلانی ورفتار خرد مندانه" را بعنوان قاعده سازی در راهکار خود تقویت نمود تا علی رغم عدم خوشبینی به نتایج فوری ارزش مواضع خود را برای جهان نشان دهد و رژیم صهیونیستی که تلاش دارد تا خود را بعنوان داور در موضوع هسته ای نشان دهد ولی عملا در شرایط جدید تبدیل به یک بازیگر مخرب شد و غرب باید به این نتیجه جدید رسیده باشد که ایران حاضر به تحمیل الگوی غرب برای منافع ملی خود نیست.

در صورت تغییر رویکرد غرب از حوزه تقابل به تعامل که هم اکنون در یک آزمون عملی قرار دارد. این امکان وجود دارد تا راه های همکاری متقابل ومتوازن از زمین جدیدی برخوردار شود. سیاست ایجاد تاخیر در تفاهم با بهانه گیری و طرح پیشنهادات نامتوازن همراه با ناچیز پنداری گام های ایران و تبدیل حسن نیت ایران به تکالیف جدید و تصمیم گیری نتایج جلسات قبل از جلسه و تلاش صرف برای اثبات کردن ان در محیط مذاکرات عملا منطق مسیر یابی و حرکت روبجلو را خواهد گرفت و این رفتار مذاکراتی غرب گویای سیاست " ادامه مسئله " وعدم تفاهم با فیگور مذاکرات است که صرفا ارزش دیپلماسی رانه در موضوع هسته ای ایران بلکه باعث ایجاد یک روند نامتناسب جدیدی خواهد شد که در عرصه های دیگر اثار خود را نشان خواهد داد.


با توجه به حمایت رهبر انقلاب اسلامی از دولت جدید و تیم مذاکره کننده به سرپرستی جناب اقای ظریف و فرصت مجدد در تعامل هسته ای لذا درک صحیح از شرایط و اهمیت تفاهم یک ارزش متقابل و دو روی یک سکه است. ومیزان پایبندی به مراحل گام های متناسب از چارچوب های اصلی برای پایدار ساختن تفاهم بحساب می آید.

زیاده طلبی در مذاکرات وعدم رعایت وزن و شاخص های همکاری متقابل می تواند بعنوان یک سم و ریختن ان در گلدان تفاهم باشد. کنترل رفتاری و مدیریت برخی از ایده های تحمیلی و اقدامات برخی از جریانات وظیفه اعضاء اصلی کشورهای 1+5 است و در این میان دولت امریکا نشان خواهد داد که در موضع ضعف قرار دارد و یا می تواند بر شرایط غلبه کند .

محمدفرهاد کلینی / کارشناس مسائل استراتژیک

پربازدید ها
پربحث ترین عناوین